زندگی...........................................
امیدوارم که همیشه زیر سایه ی پدران و مادرانمان زندگی کنیم و قدر انان را بدانیم و زحمات انان را هیچ گاه فراموش نکنیم
دوستدار شما : سارا...
یادداشت
..........................................................................
کسی باش که عمری با تو بودن ، یک لحظه ، و لحظه ای بی تو بودن ، یک عمر باشد .
..........................................................................................
زندگی ارزش دویدن دارد ، حتی با کفشهای پاره !
دوران ابتدایی بیشتر دوست داریم به کلاس پنجم برسیم احساس ارشد بودن بهمون دست میده و سپس دوست داریم 3سال راهنمائی را هم بگذرانیم و پا به دبیرستان بذاریم .انتخاب رشته ی تحصیلی برامون سخت میشه چون نظر خانواده با خودمون شاید تفاوت داشته باشه . توی دوران دبیرستان هم دوست داریم زودتر زمان بگذره تا به سن 20 نزدیک تر بشیم و هم دوست داریم دیرتر زمان بگذره تا زمان بیشتری رو داشته باشیم برای درس خواندن و قبول شدن در کنکور
هر چه به کنکور نزدیکتر میشیم استرس هامون هم بیشتر میشه دوست نداریم زحمات خودمون و خانوادمون رو بی نتیجه بذاریم همه ی چشم ها به سوی ماست.
به شخصه این دوران را اصلا" دوست نداشتم.
بعد از کنکور هر کاری می کنی از زندگیت لذت ببری نمیشه چون در انتظار جواب کنکور هستی .
وقتی جواب ها میاد 2 حالت داره اگر قبول نشده باشی مانند یک پرنده در قفس هستی باید دوباره برای سال بعد تلاش کنی که واقعا" یه همت و پشتکار قوی می خواد و اگر قبول شده باشی مثل پرنده ای هستی که از قفس ازادش کردن خیلی خوشحالی و توی پوست خودت نمی گنجی .
در ابتدا ،دانشگاه برات مبهم هست چون طرز درس خوندن فرق می کنه از این نظر که عادت به روش تستی کردی ولی حالا نوع سوالات هم تشریحی هم تستی و گاهی اوقات هر دو با هم است
ترم اول سعی می کنی در اکثر کلاس ها حضور داشته باشی و به نظر من حضور در کلاس واقعا" موثر است و از روی همین حضور به موقع ات همه می فهمن ترم اولی هستی .
هر چه به امتحانات نزدیک تر می شویم بیشتر به این نتیجه می رسیم که ای کاش از همون روز اول ترم درس ها را به مرور زمان می خوندیم تا کار به شب امتحان نمی رسید .
واقعا" همیشه توی زندگیم ، شب های امتحان به این فکر می کردم که اگه به اندازه ای که شب امتحان درس می خونم و تا صبح بیدار می مونم ، کل ترم درس بخونم چی می شدم
احتمالا" الان دکترامو گرفته بودم ![]()
خلاصه اوایل دانشگاه دوست داری زودتر واحدهارو پاس کنی و به فکر این هستی که ترم تابستان هم برداری ، در صورتی که اواخر دانشگاه به فکر برداشتن واحدهای زیاد نیستی ، بلکه بیشتر به پاس شدن درس ها و مشروط نشدن می اندیشی .
این" اواخر دانشگاه " منظورم زمانی ست که از ترم ۷ می گذری .
چون اوایل دانشگاه بیشتر برنامه ریزی می کنی که چطوری ۷ ترمه تموم کنی ![]()
به قول پدر عزیزم ، مهم قبول شدن در کنکور است ، وقتی قبول شدی بالاخره یه روزی فارغ التحصیل می شی ، (حالا هر جور که شده) ، مثلا" با نامه نوشتن در ته برگه ی امتحانی و کلی ذجه زدن و ناله کردن از زندگی و مشکلاتی که داری و یا هوای استادهارو داشتن از جمله اینکه اگه ماشین ندارن اونارو برسونی به مقصدشون ، بهشون کارت سوخت تعارف کنی ، نهار دعوتشون کنی به یک رستوران ، کادوی روز معلم رو فراموش نکنی ، اس ام اس تبریک روزهای عید رو یادت نره براشون بفرستی و.......
یه روز هم میشه که فارغ التحصیل می شی و برات جشن فارغ التحصیلی می گیرن لباس و کلاه مخصوص می پوشی و همراه دوستات عکس می گیری و میشه یه خاطره از دوران تحصیلت![]()
چقدر سریع میگذره . باورتون میشه ؟
سن ۲۰ تا ۳۰ معمولا" برای ازدواج مناسب هست و اینکه در خودت این توانایی رو بتونی مشاهده کنی که ایا می توانی مسئولیت یک زندگی رو به عهده بگیری ،!!؟؟ می تونم بگم مشکله و گاهی اوقات هم این مشاهده امکان پذیر نیست و شاید هم حتما" باید وارد عمل بشی تا مشاهده کنی که با چه چیزهایی روبرو خواهی شد ، پس می رسیم به همون حرف که ازدواج مثل یک هندوانه در بسته است
چون چند سالی نمونده که تا به سن ۳۰ برسم یک موقعیتی برام پیش اومد که با خانمی که سنش به ۴۰ نزدیک بود صحبتی داشته باشم . این خانم ۲ فرزند دختر داشت و در پاسخ به این سوال من که "سن ۳۰ تا ۴۰ چگونه است ؟" ، گفت: ۳۰ تا ۴۰ خیلی خوبه ، بچه هات از اب و گل در اومدن و بهترین دوران است و می تونی برای خودت برنامه ریزی داشته باشی کلاس های مختلف بری ، سفر بری و ...
ولی از سن ۴۰ سالگی کم کم صورتت شروع میکنه به چروک شدن و دیگه اون احساس جوونی رو نداری .
می فهمی داری پیر می شی ، بچه هات ازدواج می کنن و تو تنها می شی و فقط همسرت در کنارت هست و همیشه بدون این زن و شوهر هستن که کنار هم می مونن . فرزندی که اینقدر براش زحمت کشیدی حالا تا هر سنی ، بالاخره یه روزی می ذاره می ره .
هر چقدر به حرفاش فکر می کنم می بینم چقدر درسته و این درست بودن فرضیه ام رو ، روی زندگی اطرافیانم می تونم اثبات کنم .
مادری که گله داره فرزندش به اون تلفن نمی کنه و به اون سر نمی زنه !!!
چقدر بده .
گاهی اوقات که این مدل گله هارو میشنوم یه جورایی دلم میسوزه .
نمی دونم چرا همیشه پیر مردها و پیرزن ها رو دوست دارم . شاید به خاطر اینه که احساس می کنم اونها خیلی تنها هستن و به ما نیاز دارن . به محبت هر چند کوچک ما . ( اینکه فقط یک تماس تلفنی هر چندوقت یکبار باهاشون داشته باشیم ، گه گداری بهشون سر بزنیم ، روز پدر و مادر و تولدشونو به یاد داشته باشیم و بهشون تبریک بگیم و...)
شاید هم به خاطر اینه که دوست ندارم هیچوقت پیر بشم و همیشه با دیدن پیرها به خودم میگم : همیشه جوان نخواهی بود ، یه روز هم نوبت تو می رسه !!!!!!!
یه روز هم نوبت تو می رسه ، همون جوری که مادربزرگت برات از قدیم ها صحبت میکنه که زندگی چقدر سخت بوده و زندگی الان رو پادشاهی می دونه ، شاید تو نیز یک روزی شاهد چندین برابر پیشرفت دنیا نسبت به حالا باشی و برای نوه هایت از سختی این دوران خاطره تعریف کنی .
انگار زندگی فقط توی یک عدد خلاصه میشه و تو هر سال با فوت کردن یک شمع اضافه نسبت به سال قبل برات این سوال بوجود میاد که ایا یک سال به عمرمان اضافه شد یا یک سال از عمرمان کم شد؟
براستی جوابی برای این سوال نداریم .
زندگی همچنان ادامه دارد همچون مسابقه ای که شروع شده است و تو در انتظار هستی که خط پایان کجاست؟
ای کاش طوری زندگی کنیم که همه ازمون راضی باشن و خاطره های خوش از خودمون به جا بذاریم .
اینگونه بودن سخت است ،ولی به شخصه خیلی دوست دارم اینگونه زندگی کنم
شما چطور؟
همواره سلامتی ، شادی و موفقیت رو برای همتون ارزومندم![]()
تصورش هم نمیشه کرد چه برسه به اینکه بخوای امتحانش کنی![]()
تازه گرونتر هم هست![]()
به خاطر همین دیگه همبرگر نمی خورم بعد از خوندن این مطلب![]()
عذر می خوام باعث شدم حالتون بد بشه
فقط برای اطلاع گفتم
چه کارهایی که این ژاپنی ها نمی کنن![]()
می ترسم چون سال " جهاد اقتصادی " است!!!
بزودی منتظر گوشت مصنوعی منجمد ژاپنی باشید .![]()
به دلیل پشت سر گذاشتن روز زن و گذشتن خر از پل و همچنین گران شدن اجناس و تورم ، امسال روز مرد یوم الشک اعلام شد.![]()
مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید ، شوهر خوب مگر گیر کسی می اید!!!! "خواهر حافظ"![]()
هشدار: اگر متوجه مهربانی ناگهانی ، گل خریدن ، ظرف شستن و ...از جانب شوهر خود شدید فریب نخورید ! انها در کمین کادوی روز مرد نشسته اند(سازمان زنان باهوش همیشه ، همه جا محافظ شماست)![]()
حالا بیائید شوخی رو کنار بذاریم و به این سوال جواب بدید:
اقایون محترم چه چیزی کادو گرفتید؟ روز زن چه چیزی کادو داده بودید؟![]()
خانم های محترم برای روز مرد چه کادوئی گرفتید؟ از طرف همسرتون روز زن چه کادوئی دریافت کرده بودید؟![]()